۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

خورشید گرفتگی 2010 Haiti Quake




امداد گران به مردم زلزله هائیتی فقیرترین کشور آمریکای مرکزی یاری می رسانند .

خورشید گرفتگی در نقاط جهان از آفریقا و آسیا و اقیانوسیه دیده شد جمعه 25 دی ماه برابر با 15 ژانویه 2010

۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه

cartoon+2

صلح سبز : هادی حیدری





لیست : نیک آهنگ

طبیعت پرستی و انتقاد شدید مذهبی به <<آواتار>>


آواتار» تازه ترین ساخته «جیمزکامرون» کارگردان موفق هالیوود با جلوه های ویژه بی نظیر و قهرمانانی با پوست های آبی رنگی که عاشق طبیعت هستند با استقبال شدید و کم نظیرمردم درسراسر جهان روبرو بوده است اما این فیلم ازطرف مطبوعات و رسانه های «واتیکان»، مقر پاپ ،رهبرکاتولیک های جهان به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.

نشریات و رادیوهای «واتیکان»، جیمزکامرون و فیلم سه بعدی پرفروش او را به خاطر این مسئله که داستان فیلم مردم را به جای پیروی ازمذاهب به پرستش طبیعت تشویق و ترغیب می کند به باد انتقاد گرفته اند. ایده ای که «پاپ» هم درمورد آن به مردم هشدار داده است. واتیکان فیلم «آواتار» را علیرغم جلوه های ویژه خیره کننده آن ، فیلمی ساده طبع ، توخالی و آبکی خوانده است.

نشریه «لوبزرسیون رومانو» با تیتردرشت روی صفحه اول این روزنامه می نویسد:«آوتار در یک جمله، یک اثر بی محتوی و توخالی است!»

«آوتار» که در مدت کوتاهی که از آغاز نمایش آن گذشته تبدیل به دومین فیلم پرفروش تاریخ سینمای هالیوود شده است با «تایتنیک» ساخته پرفروش دیگر جیمزکامرون برای این عنوان دررقابت است. منتقدین سینمایی درسراسرجهان فیلم «آواتار» را مورد ستایش قرارداده اند و این فیلم هم اکنون یکی از نامزدهای احتمالی جوایز اسکارامسال به شمار می رود.

نخستین رئیس جمهور بومی کشور«بولیوی» در آمریکای جنوبی از فیلم «آواتار» به خاطراهمیتی که درفیلم به طبیعت و حفاظت از محیط زیست داده شده تجلیل کرده است و گفته است که این فیلم حاوی پیامی است که می تواند محیط زیست جهان امروز را از استثمار وبهره برداری های آینده نجات دهد.

اما فیلم «آواتار» موجب سروصداهای مخالفان و منتقدان بسیاری نیز شده است. گروهی از وبلاگ نویسان محافظه کار آمریکایی در ایالات متحده این فیلم را ضد توسعه یا سیاست های نظامی وجنگ گرایی خوانده اند. عده ای دیگر نیز آن را به خاطر رنگ پوست آبی بازیگرنش به عنوان یک فیلم نژادپرستانه شناسایی کرده اند.

«لوبزرواسیون رومانو» چاپ واتیکان می نویسد:«جیمزکامرون داستانی را به صورتی بسیار سطحی و توخالی عرضه کرده است که درآخرکار هم به شکلی آبکی به پایان می رسد». رادیوی واتیکان فیلم «آواتار» را اثری متوسط و بی ضرر خوانده است که «هرگزنخواهد توانست با آثارعلمی – تخیلی برجسته دیگر عالم سینما برابری کند!»

آن چه که مسلم است بیشتر انتقادات واتیکان درواقع متوجه تم اصلی فیلم «آواتار» است که در آن انسان در مقابل طبیعت قرارمی گیرد. «لوبزروسیون رومانو» می نویسد «این فیلم گرفتارنوعی الهیت وابسته به پرستش طبیعت شده است» و رادیوی واتیکان هم می گوید:«این فیلم به صورتی هوشمندانه با فلسفه و حکمت دروغین و کاذب طبیعت گرایی گره خورده است و می کوشد تا علم عادت و طرز زندگی موجودات و طبیعت را تبدیل به یک مذهب تازه در هزاره جدید کند. با این تفاوت که در فیلم آواتار، به طبیعت دیگر به چشم یکی از مخلوقات خداوند نگاه نمی شود بلکه این طبیعت تبدیل به خدایی می شود که باید آن را پرستید!»

اسقف اعظم فدریکو لمباردی، سخنگوی واتیکان اعلام کرد که هرچند نظریات نشریات واتیکان درحد نقد فیلم نوشته شده اند و به هیچوجه به الهیات مربوط نمی شوند اما «پاپ بندیکت شانزدهم» با تمام موارد این نظریات موافق است وبه هواداران خود درمورد خطراتی که «طبیعت پرستی» به عنوان یک مذهب جدید می تواند داشته باشد هشدار داده است.

پاپ بندیکت که به خاطرطرفداری مستمر ازمسائل مربوط به بهبود محیط زیست به «پاپ سبز» معروف شده است ازسوی دیگر همواره ازهواداران خود خواسته است که عشق به طبیعت را با بوجود آوردن یک «خدای تازه» اشتباه نگیرند. او درسخنان خود درروز جهانی صلح گفته بود که «انسان ها به خاطر عشق به طبیعت نبایستی خود را با موجودات دیگرکائنات یکی بدانند و نبایست تمام هستی و نجات خود را وابسته به همین طبیعت بدانند. هرچند انسان ها در دامن طبیعت احساس صلح و آرامشی بی انتها می کنند اما نبایست خود را مطلقا به آن وابسته بدانند.»

واتیکان و نشریات و رسانه های وابسته به آن در اغلب موارد، مسائل فرهنگی و هنری جهان به ویژه در ارتباط با فرهنگ مردمی یا «پاپ» را مد نظر دارند دربرخی موارد آن ها را مورد نقد و بررسی و گاه انتقاد های شدید قرار می دهند. واتیکان پیش از این ها سریال کارتونی تلویزیونی «سیمپسون ها»، گروه راک اند رول «یوتو» و فیلم «رمز داوینچی» را مورد انتقاد قرار داده بود.

فیلم «آواتار» که در مدت کوتاه نمایش آن بیش از یک ونیم میلیارد دلار فروش گیشه داشته است قرار است تا این هفته درسینمایی در میدان «سن پیتر» در شهر «رم» که در چند قدمی «واتیکان» قرار گرفته به نمایش درآید.


برگرفته از: VOA

۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

"طنز" اصغر آقا و < ظنز> جناب کروبی

طنز ماجرا اما آن جاست .......
..... کروبی نوشت: "طنز ماجرا اما آن جاست که طلبکار هم میشوند. دست پيش می گيرند مبادا که پس بيافتند...."
بیچاره "طنز" ! هرجا میخواهند از دروغ و ریا و حقه و زشتی و پلشتی حرف بزنند "طنز" را دراز میکنند. هرکس دری وری میگوید میگویند طنز گفته! رها کنید این بیچاره طنز را. اینقدر راجع به آن طنز نگوئید!!



اصغر آقا

نامه مهدی کروبی به ملت عزادار ایران



ملت آزاده وعزادارایران
آنچه در عاشورای حسینی بر این ملک و دیار رفت، مایه نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آنچه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بیرحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.خشونت برخی نیروهای حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمیزاد بدانجا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودرو انتظامی ، مردم زیر گرفته میشوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه آنها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رای خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند. و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دلخراش این جنایت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است و آنچه بر عزاداران حسینی رفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب و تهدید به سکوت وادارند اما با فیلمها و تصاویری که جان دادن شیعیان حسینی در روز عاشورا را به تصویر می کشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگار خواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که بر این ماتم باید گریست.
حوادث بازداشتگاهها و ماجرای کهریزک و خشونت به زنان و دستگیری های فله ای و دادگاههای فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مردم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آنجاست که طلبکار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه جماران یورش می برند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مردم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادرمی کنند. مواجب بگیران را به جان مردم می اندازند و مردم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانند. منتقدان خود را منافق می نامند و کسی را روانه زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت اله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را بازداشت می کنند آن هم در دانشگاه و در سر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانشجو و دانشگاه باقی نگداشته اند و دانشگاه را پادگان کرده اند. دیدیم که چگونه در شانزدهم آذر ماه به دانشگاه قشون کشی کردند و دانشجویان را روانه زندان ساختند.
مردم ایران چه شیعه و چه سنی همواره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آنچنانکه مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛ انگار ندیده اند که شهیدان ما در عاشورای امسال لباس سیاه بر تن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند اما تا به کی؟
همه اینها را انجام می دهند و جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رای خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. تقسیم مردم به شهروند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!
خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کنند. کار ما بدانجا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند. جامعه مدرسین فعلی گویا تصور می کند از همان جایگاهی رفیعی برخوردار است که جامعه مدرسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب برخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده جامعه مدرسین در غیاب اساتید گرانقدر بر این خیال خام‌اند که یک مرجع را با یک اطلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دستغیب به خاطر اظهار نظری حمله ور میشوند و مردم را با توسل به زور از مسجد بیرون و خانه خدا را پلمپ می کنند. به نام مذهب، حکومت می کنند و با این حال چنین آبرو از مذهب می برند.
در این آشفته بازار اگر چهره ای همچون جناب آقای میرحسین موسوینیز نجیبانه پیشنهادهایی را برای عبور از بحران پیشنهاد می کند پاسخ او هتاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندرکاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آنکه خروج از بحران در گرو اجرای کلیه اصول قانون اساسی است ؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوه قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ همچنان که امام بزرگوار نیز فرمودند “قوه قضائیه قوه ای است مستقل و هیچ مقامی حق دخالت در آن را ندارد” و “قضات نیز نباید گوش به هیچ کس بدهند”. ما کجا و توصیه حضرت امام کجا!
آری، عده ای بر این گمان اند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اطلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بر زمین خواهد افتاد. من اما شهادت می دهم که ارعابها و تهدیدهای روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته ام سست تر نکرده که راسخ تر کرده است و به واسطه ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:
۱- اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم: آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند. آنهایی باید توبه کنند که چوب حراج بر ثروت ملی کشور زده اند و از کیسه مردم حاتم بخشی کرده اند و مردم را در فقر و تنگدستی رها کرده اند. آنهایی باید توبه کنند که افراد بی صلاحیت را تایید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مردم را از حق انتخاب کردن محروم ساختن و برای تغییر رای مردم جواز صادر کردند و اعتراض مردم را با گلوله سرکوب نمودند. آنهایی باید توبه کنند که دانشجویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ظالمان اولین راه بازگشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغدیده است. مردم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کنندگان را که به گناه خود اعتراف کنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آنها را فراموش نخواهند کرد. نه کسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلمهای رفته بر مردم خواهد بود.
۲- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فله ای بازداشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین دادرسی هر اتهامی را بر آنها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادیهای مصرح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.
۳- پرهیز از خشونت احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای ۹۸ درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. بر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه غیر خشونت آمیز برای بازگرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش برد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندرکاران امور از افزایش خشونت استقبال می کنند چه آنکه آنها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سرکوب بگشایند. از اینرو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ما بوده است و خواهد بود.
۴- ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر دستگاههای امنیتی بهتر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتفاقات باشند؟ به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علت ها رفت نه نتیجه. کلام خداست که ” فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد”. اگر خشونتی از سوی برخی از مردم سرزده است باید دید که چه برخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارشان سکوت بود صورت گرفت که آنها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه خشونت برهنه و ظلمی نیست که بر آنها روا شده است؟ دستگاههای امنیتی به جای آنکه در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره بازداشت ها بیافزایند بهتر آن است که ریشه این مظالم و خشونت ها را شناسایی کنند؛ که از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود. من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بر مردم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولتهای غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدانقلاب و برگشته از اسلام بخوانیم. اما تنها یک مناظره واقعی که مردم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کسی با حق است و چه کسی بر حق؛ چه کسانی از منافع ملی، عزت و سربلندی مردم بزرگ ایران و آرمان های امام فاصله گرفته و چه کسانی هنوز بر آن آرمان ها پایبند هستند. در این میان داوران اصلی مردم خواهند بود و چه داوری بهتر از مردم.
مهدی کروبی
۲۱ دی ماه
۱۳۸۸

۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه

خسرو فرشید ورد ، از بزرگان نگارش فارسی بدرود حیات گفت

درگذشت خسرو فرشیدورد، از بزرگان نگارش فارسی و نقد ادبی

خبر درگذشت خسرو فرشیدورد، استاد ادب فارسی، ده روز پس از مرگ او، آن هم از طریق یک وبلاگ منتشر شد.

محمدرضا ترکی، شاعر و استاد ادبیات فارسی دانشگاه تهران در وبلاگ خود، فصل فاصله، نوشته که خسروفرشیدورد حوالی روز چهارشنبه نهم دی (سی ام دسامبر) در خانه سالمندان نیکان در شمال تهران در گوشه تنهایی و بیماری درگذشته است، همه خبرگزاریها هم این خبر را از وبلاگ آقای ترکی نقل کرده اند.

خسرو فرشیدورد، زاده سال ۱۳۰۸ خورشیدی در ملایر بود، تحصیلاتش را تا پایان دوره دبیرستان در زادگاهش انجام داد و برای تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه تهران رفت، در سال ۱۳۴۲ با پایان نامه ای تحت عنوان "قید در زبان فارسی و مقایسه آن با قیود عربی و فرانسه و انگلیسی" به درجه دکترا دست یافت.

پس از پایان تحصیلات، تا سال ۱۳۴۷ در دانشگاه اصفهان تدریس کرد و از آن پس تا هنگام بازنشستی استاد دانشگاه تهران بود.

تخصص اصلی خسرو فرشیدورد دستور زبان و نگارش فارسی بود و در نقد ادبی و سبک شناسی نیز صاحب نظر بود، علاوه بر مقالات متعدد، از او بیش از شانزده عنوان کتاب در همین زمینه ها و همچنین دو مجموعه شعر با عنوانهای "حماسه انقلاب" و "صلای عشق" برجای مانده است، کتاب "صلای عشق" علاوه بر مجموعه اشعار، حاوی مقدمه ای در معرفی شعر فارسی امروز نیز هست.

با اینکه خسرو فرشیدورد بیشتر با عنوان ادیب و محقق در حلقه های ادبی و دانشگاهی شهرت دارد اما میان توده های مردم، پرآوازه ترین اثر او غزلی است با مطلع: این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست ...

بسیاری از فارسی زبانان و بخصوص فارسی زبانان دور از دیار و ساکن غربت، این غزل را زبان حال خود می بینند و با آن انس زیاد دارند، اما اغلب آنان نمی دانند که سراینده اش کیست.

بسیاری از آنانی که نام خسرو فرشیدورد برایشان آشنا نیست شاید از یاد برده اند که در کتاب آیین نگارش دوران دبیرستان خود، درسی با عنوان گرته برداری داشته اند که به قلم وی بوده است.

این مقاله، شیوه درست برگردان کردن اصطلاحات و اسامی خاص خارجی را به زبان فارسی به شیوه ای محققانه و عملی به دانش آموزان می آموخت و شاید اگر این درس، خوب خوانده و پس داده می شد و آموزه هایش آویزه گوش می گشت، امروز شاهد بسیاری از نادرستی ها و سردرگمی ها در ترجمه هایی که از متون خارجی در کتابها و رسانه ها می شود نبودیم.

نام خسرو فرشیدورد در عین حال می تواند برای بسیاری از اهل شعر و ادب فارسی، بویژه دوستداران احمد شاملو، یادآور تلخی هایی هم باشد.

نوزده سال پیش که احمد شاملو سفری به آمریکا داشت، طی سخنرانی در مورد شاهنامه فردوسی در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، نظراتی در مورد شاهنامه و فردوسی مطرح کرد که جنجال برانگیز شد، بسیاری از اهل ادب در ایران درصدد پاسخگویی به شاملو برآمدند و حتی عطاءالله مهاجرانی که در آن زمان از معاونان اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور وقت بود، مقالاتی با عنوان "گزند باد" در رد سخنان شاملو در روزنامه اطلاعات منتشر کرد که بعدها مجموعه آنها در قالب کتاب به چاپ رسید.

در آن روزگارانی که اظهارنظرهای شاملو در محافل ادبی توفان به پا کرده بود، نظر خسرو فرشیدورد هم پرسیده شد و او در پاسخ، اشعار شاملو را "تفاله های ادبی" توصیف کرد.

خسرو فرشیدورد بیش از هرچیز دغدغه حفظ میراث کهن زبان فارسی را داشت، شیوه شاعری و دیدگاههای نقادانه اش هم متأثر از همین دغدغه او بود.

با پیدایش آثاری که ارتباطات و مکاتبات اینترنتی بر زبان امروز فارسی گذاشته، خسرو فرشیدورد از جمله استادن زبان فارسی بود که با انتشار بیانیه ای نسبت به استفاده از الفبای لاتین برای نگارش پیامهای فارسی هشدار دادند.

خسرو فرشیدورد بیشتر زندگی خود را در تنهایی سپری کرد و با اینکه شخصیتی گوشه گیر داشت، به نغزگویی و شوخ طبعی مشهور بود. از او فرزندی جز آثارش به یادگار نمانده است.


برگرفته از : سایت BBC

cartoon